خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد عشق و جدایی می‌گوید و از بی‌وفایی معشوق شکایت می‌کند. او از رنج‌های عاشقی و بی‌توجهی معشوق می‌نالد، اما همچنان وفادار است و امیدوار به مهر و یاری معشوق. شعر پر از احساسات عمیق و تصاویر شاعرانه است.

این شعر حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیده‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۴۱ - چشم دام تو پر از خون دل از زاری من

چشم دام تو پر از خون دل از زاری من
تو ز من فارغ و از رنج گرفتاری من ۱

کشتی از جورم و من بر سر عهد تو ببین
بجفاکاری خویش و به وفاداری من ۲

کرده‌ام خوی بجورت بجفا کوش که نیست
جز دل‌آزاری من ترک دل‌آزاری من ۳

چون در این ره نکنم شکر تجرد کاخر
رهبرم گشت بمقصود سبکباری من ۴

گرشناسی هوس و عشق در آن بزم مپرس
باعث عزت غیر و سبب‌خواری من ۵

تو که خورشید منی ذره خود را بنواز
ذره‌ام من چه بود مهر من و یاری من ۶

صد غمم از تو و این غم کشدم از همه بیش
که تو بیرحم نداری سر غمخواری من ۷

منکه بیمار توام خود تو بحالم وارس
مپسند اینکه کند غیرپرستاری من ۸

گرچه از خار بسی خارترم خار توام
چون گل عزت من نشکفد از خواری من ۹

چند بیهوده درین بادیه نالم مشتاق
که بجایی نرسد همچو جرس زاری من ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۰ - شدی تو گلبن ناز از کنار سوختگان
گوهر بعدی:شماره ۲۴۲ - چون نخواهی نفسی کرد نگهداری من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.