خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دردهای آن سخن میگوید. او از تنهایی عاشق، حسرتهای عشق، و ناتوانی در برابر جذابیت معشوق صحبت میکند. شاعر عشق را مانند کوهی سنگین توصیف میکند که تحمل آن برای او دشوار است و در نهایت به توکل بر خدا به عنوان راه نجات اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۲۰۶ - جمعند خوبان چون دسته گل
جمعند خوبان چون دسته گل
وز ناله عاشق تنها چو بلبل ۱
بردند از دل آن زلف و کاکل
تاب و توان و صبر و تحمل ۲
بر خرمن ما حسرت زد آتش
و آن برق جولان گرم تغافل ۳
چون شمع دارم در محفل او
از پایه خویش هر دم تنزل ۴
ما کاهی و عشق کوهی مجوئید
در زیر این بار از ما تحمل ۵
در راه عشقم از توشه فارغ
ساز ره ماست برگ توکل ۶
میباید آنی کارایش حسن
نه خط و خالیست نه زلف و کاکل ۷
شوریست پنهان در مغز مشتاق
کز ناله در دهر افکنده غلغل ۸
وز ناله عاشق تنها چو بلبل ۱
بردند از دل آن زلف و کاکل
تاب و توان و صبر و تحمل ۲
بر خرمن ما حسرت زد آتش
و آن برق جولان گرم تغافل ۳
چون شمع دارم در محفل او
از پایه خویش هر دم تنزل ۴
ما کاهی و عشق کوهی مجوئید
در زیر این بار از ما تحمل ۵
در راه عشقم از توشه فارغ
ساز ره ماست برگ توکل ۶
میباید آنی کارایش حسن
نه خط و خالیست نه زلف و کاکل ۷
شوریست پنهان در مغز مشتاق
کز ناله در دهر افکنده غلغل ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۵ - سنگین دلت گرفته دلم تنگ در بغل
گوهر بعدی:شماره ۲۰۷ - خونم نریزد، آنغمزه مشکل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.