این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج عاشقی است که از فراق معشوق خود رنج میبرد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، عمق احساسات خود را به تصویر میکشد. او از گریههایش به عنوان دریا یاد میکند، مژههایش را رشتههای مروارید میداند، و خود را مانند فاختهای نالان توصیف میکند. معشوق او به عنوان بت عاشقنواز و خواجهی بندهپرور توصیف شده است، و شاعر از جور و ستم او شکایت میکند. در نهایت، شاعر خود را مرغ بیپری میداند که در دام عشق اسیر شده است.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'رگ جانم گشوده' و 'زخم خنجری' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۸۹ - ماه من مهرپروری که مپرس
شاه من دادگستری که مپرس ۱
بیتو هر قطره اشک من بحریست
باشدم دیده تری که مپرس ۲
مژهام رشته گهر شده است
بهر یکدانه گوهری که مپرس ۳
کرده نالان بسان فاختهام
غم سرو سمن بری که مپرس ۴
بت عاشق نواز من باشد
خواجه بنده پروری که مپرس ۵
رگ جانم گشوده غمزه او
از جگر کاو نشتری که مپرس ۶
چون نغلطم بخون کزان مژه باز
خوردهام زخم خنجری که مپرس ۷
گفتیم کیست دلبر تو بگو
جور کیشی ستمگری که مپرس ۸
من بیدل بدام او مشتاق
کیستم مرغ بیپری که مرس ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.