خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق، رهایی، و انتقام طبیعت و زمانه سخن می‌گوید. شاعر از روزهای خوش گذشته یاد می‌کند که در آن هیچ قفس و دامی وجود نداشت، اما اکنون گلچین روزگار با گلبن انتقام گرفته است. او از آرزوی وصال و ناکامی‌های عاشقانه می‌گوید و در نهایت، به بی‌خودی و اشتباه در تشخیص دوست از دشمن اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند انتقام و ناکامی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۳۵ - روزی که مرغ وحشی دل با تو رام بود

روزی که مرغ وحشی دل با تو رام بود
نه نامی از قفس نه نشانی ز دام بود ۱

سرکش مشو ز ناز که گلچین روزگار
با گلبن آنچه کرد گل انتقام بود ۲

مردم ز آرزوی وصال تو کین ثمر
هرگز نگشت پخته و تابود خام بود ۳

می‌کش نیم‌ کنون که مرا آفریده‌اند
زان مشت گل که گاه سبوگاه جام بود ۴

افغان که گشت هاله خط بوته گداز
حسن ترا که غیرت ماه تمام بود ۵

شادم ز بیخودی که چه با غیر دیدمش
نشناختم که غیر که‌و او کدام بود ۶

مشتاق لب به بند که افتاد در قفس
طوطی باین گناه که شیرین کلام بود ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۴ - خدات خواهی اگر از بلا نگه دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶ - نه هر مهی روش مهرگستری داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.