خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، رنج و حسرت سخن میگوید. شاعر از بوسههای فریبنده، غمهای جانکاه و اسارت در دام عشق مینالد. تصاویری مانند ریختن خون، آتش سوزان، قفس و صیاد، نشاندهنده درد و اندوه عمیق اوست.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده مانند ریختن خون و آتش سوزان ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، فضای غمگین و حسرتبار شعر برای سنین پایین توصیه نمیشود.
شماره ۷۲ - خونم ز لب بوسه فریب تو هوس ریخت
خونم ز لب بوسه فریب تو هوس ریخت
آخر ز غمت خون مرا بین که چه کس ریخت ۱
با حسرت گلشن چه کند مرغ گرفتار
صیاد چه شد گل به در و بام قفس ریخت ۲
از عشق تو داد آنکه مرا شب همه شبپند
در آتش سوزان همه خار و همه خس ریخت ۳
آن بیدل مستم که ز تمهید تو آخر
شب خون مرا بر سر کوی تو عسس ریخت ۴
از گرد یتیمی چو گهر زنده بگورم
گردون ز غمت بر سر من خاک ز بس ریخت ۵
زین باغ مجو خاطر آزاده که صیاد
از غنچه بهر شاخ گلی رنگ قفس ریخت ۶
مشتاق ز پا ماند به راه طلب آخر
پر زد ز بس از شوق شکر بال مگس ریخت ۷
آخر ز غمت خون مرا بین که چه کس ریخت ۱
با حسرت گلشن چه کند مرغ گرفتار
صیاد چه شد گل به در و بام قفس ریخت ۲
از عشق تو داد آنکه مرا شب همه شبپند
در آتش سوزان همه خار و همه خس ریخت ۳
آن بیدل مستم که ز تمهید تو آخر
شب خون مرا بر سر کوی تو عسس ریخت ۴
از گرد یتیمی چو گهر زنده بگورم
گردون ز غمت بر سر من خاک ز بس ریخت ۵
زین باغ مجو خاطر آزاده که صیاد
از غنچه بهر شاخ گلی رنگ قفس ریخت ۶
مشتاق ز پا ماند به راه طلب آخر
پر زد ز بس از شوق شکر بال مگس ریخت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - خوش آنکه گشته تسلیم بر حکمت از بدایت
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - دلم ز خاک ره آن غیرت پری برداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.