خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از گل و خار و بلبل به عنوان نمادهایی از عشق و رنجهای آن استفاده میکند. شاعر از دردهای عشق و نبود یار وفادار شکایت میکند و خود را مانند پرندهای در قفس تصویر میکند که از گلزارها محروم است. همچنین، از تأثیرات عمیق و گاهی دردناک عشق بر روح و جسم سخن میگوید.
متن حاوی مضامین عاشقانه و رنجهای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای عمیق و مفاهیم انتزاعی نیاز به درک بالاتری دارد.
شماره ۴۱ - گل همنشین خار و خس در دامن گلزارها
گل همنشین خار و خس در دامن گلزارها
وز خارخار عشق گل در جان بلبل خارها ۱
تنها نه من از گلرخان هر دم کشم آزارها
یاری ندیده یارئی زین غیر پرور یارها ۲
پر از هجوم بوالهوس کوی بتان از خاروخس
ما همچو مرغان قفس محروم از این گلزارها ۳
شد زین خدنک جان ستان صد رخنهام در استخوان
دارد هنوز این شخ کمان عشق تو با من کارها ۴
وز خارخار عشق گل در جان بلبل خارها ۱
تنها نه من از گلرخان هر دم کشم آزارها
یاری ندیده یارئی زین غیر پرور یارها ۲
پر از هجوم بوالهوس کوی بتان از خاروخس
ما همچو مرغان قفس محروم از این گلزارها ۳
شد زین خدنک جان ستان صد رخنهام در استخوان
دارد هنوز این شخ کمان عشق تو با من کارها ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - چه شد گاهی بحرفی آن دو لعل دلگشا بگشا
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - بس که بر دل زخم جور از خاروخس باشد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.