این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او از چشمان و موهای معشوق به عنوان عوامل فتنه و جذابیت یاد میکند و بیان میکند که دلش در دام عشق او افتاده و از تیر نگاهش گریخته است. شاعر همچنین از عشوههای معشوق و تأثیر آن بر قلب خود میگوید و در نهایت، عشق خود را به خاکی تشبیه میکند که بر روی زمین ریخته شده است.
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۲۷ - این رنگ نگر که زلفش آمیخت
وین فتنه نگر که چشمش انگیخت ۱
وین عشوه نگر که چشم او داد
دل برد و به جانم اندر آمیخت ۲
بگریخت دلم ز تیر مژگانش
در دام سر دو زلفش آویخت ۳
افتاد به دام زلف آن بت
هر دل که ز چشمکانش بگریخت ۴
بفروخت دل من آتش عشق
وانگاه بدین سرم فرو ریخت ۵
بر خاک نهم به پیش آن روی
کاین عشق مرا چو خاک بربیخت ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.