خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد دوری معشوق شکایت میکند و بیان میکند که از گدازش، گریه و سوز خالی نیست. او تب و درد را تحمل میکند و حالش هر روز و هر شب بدتر از قبل میشود.
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و غمگین است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۸۲ - شمعم که ز دوری تو ای جان افروز
شمعم که ز دوری تو ای جان افروز
خالی نیم از گدازش و گریه و سوز ۱
می نگسلدم تب از تب و درد از درد
بدحالترم شب از شب و روز از روز ۲
خالی نیم از گدازش و گریه و سوز ۱
می نگسلدم تب از تب و درد از درد
بدحالترم شب از شب و روز از روز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۱ - گفتم ای اجل با تو ستیزد هرگز
گوهر بعدی:شماره ۴۸۳ - دل می گسلد ز عشق زنجیر هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.