خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این متن با خطاب به اجل (مرگ) بیان می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند با او مقابله کند یا زیبایی‌هایش را از بین ببرد. سپس افسوس می‌خورد که در باغ جهان، دیگر سروی با قامتی مانند تو نخواهد رویید.

مفاهیم عمیق فلسفی مانند مرگ و زیبایی‌های گذرا در متن وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری دارد. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۸۱ - گفتم ای اجل با تو ستیزد هرگز

گفتم ای اجل با تو ستیزد هرگز
یا عارض و زلف تو بریزد هرگز ۱

آوخ که به عمری دگر از باغ جهان
سروی چو قد تو بر نخیزد هرگز ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۳۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۸۰ - آغاز غم تو ماجرائیست دراز
گوهر بعدی:شماره ۴۸۲ - شمعم که ز دوری تو ای جان افروز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.