خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که از غم و اندوه عمیق در فقدان شمس (خورشید) سخن میگوید. عناصر طبیعت مانند شفق، ماه، زهره (ونوس)، شب و صبح، همگی در این سوگ شرکت کردهاند و هر یک به شیوهای عزاداری میکنند. شفق خون میچکاند، ماه صورتش را سیاه میکند، زهره موهایش را میکند، شب لباس سیاه میپوشد و صبح با نفسی سرد گریبان میدراند.
این متن دارای مضامین غمانگیز و پیچیده است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۴۴۳ - در ماتم شمس از شفق خون بچکید
در ماتم شمس از شفق خون بچکید
مه چهره بکند و زهره گیسو ببرید ۱
شب جامه سیه کرد ازین ماتم و صبح
برزد نفس سرد و گریبان بدرید ۲
مه چهره بکند و زهره گیسو ببرید ۱
شب جامه سیه کرد ازین ماتم و صبح
برزد نفس سرد و گریبان بدرید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۲ - گر دون ز تو هیچ راز مستور ندید
گوهر بعدی:شماره ۴۴۴ - دیدمش خوی از گل ترش می بارید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.