خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر به ستایش از شخصی میپردازد که رازهای پنهان از او آشکار نیست و بدون نظر او حتی ماه نیز نورانی نمیشود. همچنین اشاره میکند که تا زمانی که قضا و قدر بر لوح وجود نوشته میشود، وزارتی مانند او دیده نشده است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد.
شماره ۴۴۲ - گر دون ز تو هیچ راز مستور ندید
گر دون ز تو هیچ راز مستور ندید
بی رای تو خور بر رخ مه نور ندید ۱
بر لوح وجود تا قضا راند قلم
دیوان وزارت چو تو دستور ندید ۲
بی رای تو خور بر رخ مه نور ندید ۱
بر لوح وجود تا قضا راند قلم
دیوان وزارت چو تو دستور ندید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۱ - گر روی تو را چو آینه بتوان دید
گوهر بعدی:شماره ۴۴۳ - در ماتم شمس از شفق خون بچکید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.