خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این بیتها بیان میکند که مانند مستان خواهان بخشش است و گل را از معدن گل (که اشاره به معشوق دارد) میخواهد. او تأکید میکند که معشوق منبع زیبایی و عشق است و دیگران نیز از این گلستان بهره خواهند برد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۳۹۸ - آنم چو نمی دهی که مستان خواهند
آنم چو نمی دهی که مستان خواهند
آن بخش که رنگ و بو پرستان خواهند ۱
من گل ز تو خواهم که توئی معدن گل
شک نیست که هم گل ز گلستان خواهند ۲
آن بخش که رنگ و بو پرستان خواهند ۱
من گل ز تو خواهم که توئی معدن گل
شک نیست که هم گل ز گلستان خواهند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۷ - مگذار که اغیار به راهت بینند
گوهر بعدی:شماره ۳۹۹ - فردا چو حساب من مسکین خواهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.