خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از درد فراق و نبود معشوق مینالد و بیان میکند که در غم دوری، چشمانش اشک میریزد. وقتی معشوق از حال او میپرسد، پاسخ میدهد که وضعیتش بدون او آنقدر بد است که قابل توصیف نیست.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۳۰ - تا درد تو شد با دل حیرانم جفت
تا درد تو شد با دل حیرانم جفت
بس در که دو چشم گوهرافشانم سفت ۱
گفتی که چگونه ای چه پرسی از من
من بی تو چنانم که بنتوانم گفت ۲
بس در که دو چشم گوهرافشانم سفت ۱
گفتی که چگونه ای چه پرسی از من
من بی تو چنانم که بنتوانم گفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۹ - از روزن خیمه گفت ماهم به نهفت
گوهر بعدی:شماره ۲۳۱ - ای خاک ز درد دل نمی یارم گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.