خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن شاعر از بیرحمی تقدیر و قضا نسبت به جان و جوانی فردی سخن میگوید و تعجب میکند که چگونه جانستان از زیبایی او شرم نداشته است.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۲۱ - تقدیر و قضا ترا چو آزرم نداشت
تقدیر و قضا ترا چو آزرم نداشت
بر جان و جوانیت دلی نرم نداشت ۱
اندر عجبم ز جان ستان کز چو توئی
جان بستد و از جمال تو شرم نداشت ۲
بر جان و جوانیت دلی نرم نداشت ۱
اندر عجبم ز جان ستان کز چو توئی
جان بستد و از جمال تو شرم نداشت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۰ - دلبر به گه وداع چون رو برداشت
گوهر بعدی:شماره ۲۲۲ - وصلت بگذشت و دیده با نم بگذاشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.