خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق فراوان خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه اشکهایش از فرط عشق جاری شده و خاک درگاه معشوق را نیز سیر نمیکند. او از معشوق میخواهد که به او مهر بورزد تا او نیز عشقش را به همه جهان گسترش دهد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۱۸ - در کوی تو آب چشمم از سر بگذشت
در کوی تو آب چشمم از سر بگذشت
وز خاک در تو چشم من سیر نگشت ۱
بر من مفشان تو دست تا نفشانم
از دست تو بر سر همه خاک در و دشت ۲
وز خاک در تو چشم من سیر نگشت ۱
بر من مفشان تو دست تا نفشانم
از دست تو بر سر همه خاک در و دشت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۷ - گر کسری و قارون شوی ای باد به مشت
گوهر بعدی:شماره ۲۱۹ - در نامه تو قلم چو گردن بفراشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.