خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از بیخبری و غرور انسانها در خواب غفلت سخن میگوید و اشاره میکند که در مستی جهل، هشیاری وجود ندارد. همچنین، او از غم فراق و خاطرات گذشته مینالد و با یادآوری آنها، اشک میریزد.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در این متن وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند غم فراق و اندوه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۷۹ - در خواب غرور خلق بیداری نیست
در خواب غرور خلق بیداری نیست
وز مستی جهل دهر هشیاری نیست ۱
احوال غم فراق آن عهد شکن
در حال چو با قلم بگفتم بگریست ۲
وز مستی جهل دهر هشیاری نیست ۱
احوال غم فراق آن عهد شکن
در حال چو با قلم بگفتم بگریست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۸ - در عالم سفله از بنی آدم کیست
گوهر بعدی:شماره ۱۸۰ - گر کوتهی عمر ز بیدادگریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.