خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن درباره گوهری ارزشمند در دریای وجود انسان سخن میگوید که آرامش و خواسته دل است. شاعر از مردم میخواهد که این گوهر را که خردمندانه و گرانبهاست، بر دیده نشان دهند تا بینایی حقیقی را درک کنند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۱۲۸ - آن گوهر جان که در دریائی ماست
آن گوهر جان که در دریائی ماست
و آسایش و کام دل سودائی ماست ۱
چون مردم چشم از آنکه خرد است و عزیز
بر دیده نشانمش که بینائی ماست ۲
و آسایش و کام دل سودائی ماست ۱
چون مردم چشم از آنکه خرد است و عزیز
بر دیده نشانمش که بینائی ماست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - امشب شب برسر زدن و زاریم است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - برخیز و بده باده چه جای سخن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.