خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از هوای باغ جوزا و زیباییهای آن سخن میگوید، اما با گریستن، عقلش به او هشدار میدهد که نباید گریه کند زیرا ماه (نماد زیبایی) در باغ جوزا حضور دارد.
متن دارای مفاهیم عاطفی و استعاری است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد.
شماره ۸۶ - ماهم به هوای باغ جوزا برخاست
ماهم به هوای باغ جوزا برخاست
وز قامت و رو آب گل و سرو بکاست ۱
بگشادم خون ز دیده و عقلم گفت
مگشای در دیده که مه در جوزاست ۲
وز قامت و رو آب گل و سرو بکاست ۱
بگشادم خون ز دیده و عقلم گفت
مگشای در دیده که مه در جوزاست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵ - در پارس به رایگان چو صد شهر تراست
گوهر بعدی:شماره ۸۷ - گر چه همه تن به ذکر شکرت گویاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.