خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن بیان میکند که مانند جان به مردم عشق میورزد و اگر به جانش دسترسی داشت، آن را فدای شادی مردم میکرد. او خطاب به حور و پری میگوید که از او نگریزند، زیرا او انسان است و مردم را نمیخورد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند «نمیخورم مردم را» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱ - آنم که چو جان بپرورم مردم را
آنم که چو جان بپرورم مردم را
گر دست رسد به جان خرم مردم را ۱
ای حور و پری نه دیوم از من مگریز
من آدمیم نمی خورم مردم را ۲
گر دست رسد به جان خرم مردم را ۱
ای حور و پری نه دیوم از من مگریز
من آدمیم نمی خورم مردم را ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - هجرت چو به دست غصه بگذاشت مرا
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - لطف تو چو کرد حلقه درگوش مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.