خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و درد فراق میگوید و بیان میکند که نه در دیدار معشوق آرامش دارد و نه در دوری از او تحمل. او از سرنوشت خود شکایت کرده و از خودرأیی معشوق گله میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۱ - نه در فراق توام طاقت شکیبائیست
نه در فراق توام طاقت شکیبائیست
نه در وصال توام ایمنی ز شیدائیست ۱
نه در وصال تو شادم نه در فراق صبور
چه طالع است مرا یارب این چه رسوائیست ۲
مرا به عادت هر یار رنج دل منما
اگر چه عادت خوبان همیشه خودرائیست ۳
نه در وصال توام ایمنی ز شیدائیست ۱
نه در وصال تو شادم نه در فراق صبور
چه طالع است مرا یارب این چه رسوائیست ۲
مرا به عادت هر یار رنج دل منما
اگر چه عادت خوبان همیشه خودرائیست ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:معمیات
گوهر بعدی:شماره ۲ - مرا جان سوخت از غم ترا دامن نمی سوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.