خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجها و بیعدالتیهای جهان شکایت میکند و بیان میکند که بیگناه است. او از خداوند میخواهد که به عنوان شفیع، گناهانش را ببخشد و از پادشاه برای بندهاش طلب بخشش کند. همچنین، شاعر تأکید میکند که همه خواستههای خود را از خدا میطلبند و از مخاطب میخواهد که برای بنده از پادشاه درخواست کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژهها و عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۴ - حیات بخشا چرخم ز غبن خواهد کشت
حیات بخشا چرخم ز غبن خواهد کشت
به تیغ کین من از چرخ کینه خواه بخواه
سیه دلی دل شه بر رهی گران کرده ست
بیان جرم من از خصم دل سیاه بخواه
به صد دلیل شود روشنت که بی جرمم
ز من دلیل بجو یا ازو گواه بخواه
حوالت گنه ار برمن است هم سهل است
شفیع بنده توئی عذر آن گناه بخواه
همه مراد تو جوید شه جهان ز خدا
تو از برای خدا بنده را ز شاه بخواه
به تیغ کین من از چرخ کینه خواه بخواه
سیه دلی دل شه بر رهی گران کرده ست
بیان جرم من از خصم دل سیاه بخواه
به صد دلیل شود روشنت که بی جرمم
ز من دلیل بجو یا ازو گواه بخواه
حوالت گنه ار برمن است هم سهل است
شفیع بنده توئی عذر آن گناه بخواه
همه مراد تو جوید شه جهان ز خدا
تو از برای خدا بنده را ز شاه بخواه
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳ - ای در گله جهان ز عدلت
گوهر بعدی:شماره ۹۵ - دی دلم گفت چون که کم کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.