این متن به بیان نابرابریها و بیعدالتیهای موجود در جهان میپردازد. شاعر از ظلم و ستم حاکمان و وضعیت نابسامان جامعه انتقاد میکند و اشاره میکند که در سایه حکومت ناعادلانه، حتی موجودات ضعیف نیز در امان نیستند. همچنین، شاعر از رنجهای خود و دیگران میگوید و از این که در زمانه نامناسب، تلاش برای بهبود وضعیت بیفایده است، اظهار ناامیدی میکند.
متن دارای مفاهیم انتقادی و پیچیدهای است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و شناخت نسبی از مسائل اجتماعی دارد. همچنین، برخی از واژهها و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۹۳ - ای در گله جهان ز عدلت
گرگ آمده پاسبان لاشه
درظل همای رایتت شد
گنجشک هم آشیان باشه
ماراست یکی حدیث باقی
چون در تن ماجری حشاشه
من بنده نیم از آن صحابه
کز من ببرد سبق عکاشه
خون دل خود چکیده وانگاه
محبوس بمانده در رشاشه
در باغ به جای گل نشسته
در فصل بهار خار و خاشه
لیکن نسزد مکاس گرد کردن
در وقت کسادی قماشه
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.