خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاگردی از پیر خود در خواب میپرسد که چرا در حیرت و سردرگمی است و چگونه باید با این وضعیت کنار بیاید. پیر پاسخ میدهد که او نیز در حیرت و مستی است و درد و رنج این دنیا را بیشتر از شاگرد خود احساس میکند. او بیان میکند که حیرت و سردرگمی در دنیای دیگر (عقبی) برایش بسیار سنگینتر از مشکلات دنیوی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، مفاهیم حیرت و سردرگمی و مقایسه دنیا و عقبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و نامفهوم باشد.
نومریدی که پیر خود را به خواب دید
نو مریدی بود دل چون آفتاب
دید پیر خویش را یک شب به خواب ۱
گفت از حیرت دلم در خون نشست
کار تو برگوی کانجا چون نشست ۲
در فراقت شمع دل افروختم
تا تو رفتی من ز حیرت سوختم ۳
من ز حیرت گشتم اینجا رازجوی
کار تو چونست آنجا، بازگوی ۴
پیر گفتش ماندهام حیران و مست
میگزم دایم به دندان پشت دست ۵
ما بسی در قعر این زندان و چاه
از شما حیران تریم این جایگاه ۶
ذرهای از حیرت عقبی مرا
بیش از صد کوه در دنیا مرا ۷
دید پیر خویش را یک شب به خواب ۱
گفت از حیرت دلم در خون نشست
کار تو برگوی کانجا چون نشست ۲
در فراقت شمع دل افروختم
تا تو رفتی من ز حیرت سوختم ۳
من ز حیرت گشتم اینجا رازجوی
کار تو چونست آنجا، بازگوی ۴
پیر گفتش ماندهام حیران و مست
میگزم دایم به دندان پشت دست ۵
ما بسی در قعر این زندان و چاه
از شما حیران تریم این جایگاه ۶
ذرهای از حیرت عقبی مرا
بیش از صد کوه در دنیا مرا ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت شیخ نصر آباد که پس از چهل حج طواف آتشگاه گبران میکرد
بعدی:بیان وادی فقر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.