خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند جاودانگی، عشق، هجران، طلب وصال، و تفاوت درک حالات عاشقانه میان افراد مختلف می‌پردازد. همچنین به مفاهیمی مانند آب حیات، نمک، یوسف، و مجنون اشاره دارد که نمادین هستند و به عمق معانی عرفانی و ادبی متن می‌افزایند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اشارات نمادین و استعاری ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۳۹ - در طور خواجه

بهر عمر جاودان شد هر که را چیزی سبب
خضر را آب حیات و رند را آب عنب ۱

گفته ای یک تیره شب تا روز همدم باشمت
تیره تر از روز هجر ما نباشد هیچ شب ۲

معنی مجموعه خوبی به خط و روی تست
دفتری را خوب در یک صفحه کردی منتخب ۳

در ملامت صد چو یوسف بنده ات شد ای حبیب
چون تویی کان نمک چون سازمت یوسف لقب! ۴

باعث عیش است هر چ از درد دارد چاشنی
گریه ی روز وصال آرد به غمنا کان طرب ۵

گر چه وصل دوست را کس از طلب کردن نیافت
لیک آن کو یافت بود از زمره ی اهل طلب ۶

کی عجب باشد تعجب از خواص باده ام
آب کش خاصیت آتش برد باشد عجب ۷

حالت مجنون کجا فهمند جز اهل جنون
زانکه قول خود به قانون خرد دارد عرب ۸

رسم جور یار را فانی سبب از ما مپرس
نیست چون اهل فنا را رسم پرسیدن سبب ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۸ - در طور خواجه
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - دل چو آید از فروغ برق آن عارض به تاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.