هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از نگاه شفقت‌آمیز معشوق، دردهای عاشقانه، و ارزش احسان و نیکی سخن می‌گوید. او از تلخی‌های عشق به عنوان گواراترین زهر یاد می‌کند و از مستمندان و نیازمندان درخواست توجه و مهربانی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'زهر غمت' و 'درد بی‌درمان' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.

شماره ۱۵۸ - ای نگاه شفقت آمیزت مرا از جان لذید

ای نگاه شفقت‌آمیزت مرا از جان لذیذ
هرچه باشد در جهان خوشتر مرا از آن لذیذ ۱

هست در کامم گوارا تلخی زهر غمت
گرچه باشد در مذاق هر گدایی نان لذیذ ۲

من گرفتارم کنون با درد بی‌درمان تو
شربتی بیمار را کی باشد از درمان لذیذ؟! ۳

جانب ما مستمندان کن خدا را یک نظر
هیچ نبود در جهان نیکوتر از احسان لذیذ! ۴

مردم از فریادت ای رشک بتان کابلی
گوییا باشد به گوشت ناله افغان لذیذ! ۵

حرفی از لعل تو باشد گوهر قیمت‌بها
می‌نباشد هر متاعی کش بود ارزان لذیذ ۶

در سخن طغرل طریق پختگان را پیشه کن
میوه‌ات گر خام باشد نیست در دندان لذیذ! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - بیا ای دل که نیرنگ و فسونت پر به کار آید
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - هر کجا گر گردبادی حلقه می سازد غبار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.