خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن یک شعر عاشقانه و ستایش‌آمیز است که در آن شاعر عشق و ارادت خود را به معشوق یا شخصیت مورد ستایش بیان می‌کند. او از زیبایی‌ها و تأثیرات معشوق بر طبیعت و اطرافیان سخن می‌گوید و خود را به عنوان بنده‌ای وفادار معرفی می‌کند.

متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعاره‌ها و تشبیه‌های ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۱ - سرم به زیر قدوم تو گر غبار شود

سرم به زیر قدوم تو گر غبار شود
ز یمن مقدم تو خوان من مزار شود ۱

یکی گذر به سر تربتم که بعد از مرگ
ز خاک من به رهت نرگس انتظار شود ۲

دمی به سوی چمن بگذر و تماشا کن
که صحن باغ پر از غل غل هزار شود ۳

سمن که زلف تو را دید سر فرود آرد
گل از تراوت رخساره تو خوار شود ۴

لبت که وقت تکلم حیات می بخشد
مسیح از لب لعل تو شرم سار شود ۵

امیر کشور حسنی و نیست مانندت
هر آن که روی تو را دید بی قرار شود ۶

منم که حلقه به گوش توام نمی پرسی
چه می شود که تو را طغرل اعتبار شود؟! ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - صبح صادق از طلوع معنی ام آگاه بود
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - بود آن روز که چشمم به رخت باز شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.