شاعر در این متن به بیان هنر و تواناییهای خود در شعر و معانی عمیق آن میپردازد. او از طلوع صبح و ماه به عنوان نمادهای زیبایی و روشنایی یاد میکند و اشاره میکند که شعرش چنان شیرین است که حتی سیارات نیز از بیان آن عاجزند. شاعر همچنین به قدرت کلام خود در حل مسائل پیچیده و رسیدن به اوج معانی اشاره دارد و تأکید میکند که این تواناییها ذاتی و همراه گوهر وجودی اوست.
این متن دارای معانی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و نمادهای خاص ادبیات کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۵۰ - صبح صادق از طلوع معنی ام آگاه بود
بر مبارکباد طبعم مهر جای ماه بود ۱
نظم شیرینم اگر کلک عطارد می نوشت
دست ناهید از ترنم یک قلم کوتاه بود ۲
مریم فکرم مسیح از عین معنی زاده است
نقد اشعارم نخستین مشتری دلخواه بود ۳
کار صد بهرام خواهم کرد با تیغ زبان
زان که از حل نکات من زهل در آه بود ۴
از کلام خویشتن در اوج معنی طغرلم
این همه صافی به اصل گوهرم همراه بود ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.