خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و هجران معشوق می‌گوید و از غم‌های ناشی از این عشق سخن می‌راند. او به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و از رنج‌های عشقی خود می‌نالد. همچنین، از مقایسه‌هایی مانند یوسف و زیبایی او استفاده می‌کند تا عمق احساسات خود را بیان کند.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۹ - شبی در خاطرم زلف تو آمد

شبی در خاطرم زلف تو آمد
خیال نافه از یادم برآمد ۱

کشا امروز ابواب تبسم
شب هجرانت ای ظالم سرآمد! ۲

برآمد از دلم غم های عالم
غم عشق تو تا در دل درآمد ۳

به رغم من زدی با غیر تیری
خدنگ بر نشان من نیامد ۴

شود باغ از خزان تا حشر ایمن
اگر بر جانب گلشن خرامد ۵

فتاد آوازه حسنت به عالم
ز تخت دلبری یوسف فرامد ۶

کشد بیرون گهرهای معانی
به هر جا چنگل طغرل درآمد! ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۸ - به اوج دلبری روی تو تا ماه تمام آمد
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰ - خوبرویان شیوه حیرت شعارم کرده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.