خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد جدایی و عشق ناکام سخن میگوید. او از ناتوانی در رسیدن به معشوق و تلاشهای بیثمرش در دریای عشق مینالد. همچنین، به بیوفایی معشوق اشاره کرده و از رنجهای عاشقانه خود میگوید. در پایان، با اشاره به طغرل و مینوشی، به نوعی پارسایی و عشق آلوده به گناه اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مفاهیم مرتبط با گناه نیاز به درک بالاتری از مسائل اخلاقی و عرفانی دارد.
شماره ۴۱ - اگر اینست با خوبان عالم آشنائی ها
اگر اینست با خوبان عالم آشنائی ها
توان کردن چو نی فریاد از دست جدائی ها ۱
نآمد زورق من در کنار ساحل وصلش
به بحر عشق هر چندی که کردم ناخدائی ها! ۲
توان دریافت از مضمون من کوتاهی فکرم
که نخلش را مثل کردم به شمشاد از رسائی ها ۳
به روی خویش تا کردی دچار آئینه حیرانم
که جوهر را نمی زیبد جلا از خودنمائی ها! ۴
وفا چون عمر من ای بیوفا هرگز نمی سازی
مگر از عمر آموزی تو رسم بی وفائی ها؟! ۵
به خاک آرم به زور پنجه گفتار اغیارت
اگر در عشق تو با من کند زورآزمائی ها! ۶
بحمدالله که با دیر محبت مرشدم طغرل
به می آلوده کردم پیرهن از پارسائی ها! ۷
توان کردن چو نی فریاد از دست جدائی ها ۱
نآمد زورق من در کنار ساحل وصلش
به بحر عشق هر چندی که کردم ناخدائی ها! ۲
توان دریافت از مضمون من کوتاهی فکرم
که نخلش را مثل کردم به شمشاد از رسائی ها ۳
به روی خویش تا کردی دچار آئینه حیرانم
که جوهر را نمی زیبد جلا از خودنمائی ها! ۴
وفا چون عمر من ای بیوفا هرگز نمی سازی
مگر از عمر آموزی تو رسم بی وفائی ها؟! ۵
به خاک آرم به زور پنجه گفتار اغیارت
اگر در عشق تو با من کند زورآزمائی ها! ۶
بحمدالله که با دیر محبت مرشدم طغرل
به می آلوده کردم پیرهن از پارسائی ها! ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - عمرها شد می زنم در راه عشقش گام ها
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.