خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به مفاهیمی مانند عشق، تقدیر، رهایی، و ناامیدی از دنیا می‌پردازد. شاعر از عشق به عنوان مسیری پررنج یاد می‌کند و به بی‌ثباتی دنیا و ناکامی‌های انسان اشاره دارد. همچنین، از مفاهیمی مانند جبرئیل، حکمت، و جنون برای بیان عمیق‌تر احساسات استفاده شده است.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تلخی زندگی ممکن است برای نوجوانان کم‌تجربه سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۰ - عمرها شد می زنم در راه عشقش گام ها

عمرها شد می زنم در راه عشقش گام ها
رفتن رنگ است از ما بستن احرام ها ۱

اعتبار ما و من از نشئه کیف و کم است
فال فرصت می زند هر دم صدای جام ها ۲

سرخ و زرد این جهان را حاجت اکسیر نیست
انقلاب رنگ دارد گردش ایام ها! ۳

دارد الهام تسلی از تپش ذوق دلم
شهیر جبریل باشد شوخی پیغام ها ۴

صید قلاب محبت را رهائی مشکل است
خون بسمل می تپد از حلقه این دام ها ۵

هیچ کس در دهر از جام امل مسرور نیست
تلخی زهر است یکسر شربت این کام ها ۶

چون سحر خلق جهان کافور دارند در نفس
پختگی هرگز نباشد قسمت این خام ها ۷

صد فلاطون از ره حکمت نمی سازد علاج
خشکی نبض جنون از روغن بادام ها ۸

طغرل از آوازه هستی عرق گل کرده ایم
حاصلی جز شرم نبود در نگین زین نام ها ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹ - گر خرامد آن پریرو جانب گلزارها
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - اگر اینست با خوبان عالم آشنائی ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.