خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شخصیتی خوابآلود و افسرده با چهرهای برافروخته و قدح شراب در دست، از دردهای جهان میگوید و به مخاطب توصیه میکند تا با نگاهی تازه به گناهان و ثوابهای آلوده بنگرد. اشارههایی به خرابات و پیر آن دارد و از رازهایی سخن میگوید که هنوز قابل بیان نیستند. در پایان، صحبت از شاهی میشود که با شتابی هراسانگیز از در وارد میشود.
متن دارای مضامین عرفانی و نمادین است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین اشارههای مستقیم به شراب و میگساری ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۲۳۲ - دوش آمد ببرم می زده خواب آلوده
دوش آمد ببرم می زده خواب آلوده
چهره افروخته، خوی کرده، عتاب آلوده
شیشه در دست و قدح بر کف و بگشوده نظر
لب شکر شکن آن لعل شراب آلوده
گفت ای خفته ی آشفته ز اندوه جهان
حیف نبود چو تویی غمزده خواب آلوده
قدحی در کش و از دیده ی عفوش بنگر
تا ببینی چه گنه های ثواب آلوده
بر در پیر خرابات نگیرند بهیچ
خرقه ای را که نباشد بشراب آلوده
رازم از پرده برافتاد و دریغا که هنوز
نتوان گفت بدان طفل حجاب آلوده
سحری بیخبری گفت بگو چرخ چراست
چاک بر سینه و رخساره تراب آلوده
گفتم آمد ز در شاه نبینی که همی
همچو دهشت زد گانست شتاب آلوده
چهره افروخته، خوی کرده، عتاب آلوده
شیشه در دست و قدح بر کف و بگشوده نظر
لب شکر شکن آن لعل شراب آلوده
گفت ای خفته ی آشفته ز اندوه جهان
حیف نبود چو تویی غمزده خواب آلوده
قدحی در کش و از دیده ی عفوش بنگر
تا ببینی چه گنه های ثواب آلوده
بر در پیر خرابات نگیرند بهیچ
خرقه ای را که نباشد بشراب آلوده
رازم از پرده برافتاد و دریغا که هنوز
نتوان گفت بدان طفل حجاب آلوده
سحری بیخبری گفت بگو چرخ چراست
چاک بر سینه و رخساره تراب آلوده
گفتم آمد ز در شاه نبینی که همی
همچو دهشت زد گانست شتاب آلوده
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - شاها هلال ماه نو از آفتاب خواه
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - توانایی چه جویی، خستگی به
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.