خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق، دردهای عشق، و نگاه فلسفی به جهان میپردازد. شاعر از زلف معشوق، دل آشفته، و درد عشق سخن میگوید و جهانبینی خود را با اشاراتی به رندی و خرابات بیان میکند.
متن شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم فلسفی و اشارات به خرابات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۲ - گذری باد بر آن زلف معنبر دارد
گذری باد بر آن زلف معنبر دارد
بازیارب دل آشفته چه بر سر دارد ۱
دفتر معرفت آن به که بشوییم بجوی
که درخت چمن اوراق دی از بر دارد ۲
در نظر بازی مژگان تو احوال دلم
داند آن خسته که دل بر سر خنجر دارد ۳
رندبی پاو سر از کوی خرابات چه دید
که جهان را بنظر سخت محقر دارد ۴
اختر طالع من روی فروزان تو بود
هر که بینی نظری جانب اختر دارد ۵
ستم از لطف چسان فرق توان کرد که دوست
هم بکف خنجر و هم دست بساغر دارد ۶
بطبیبان جفا پیشه چه گوییم نشاط
درد ما را بجز او کیست که باور دارد ۷
بازیارب دل آشفته چه بر سر دارد ۱
دفتر معرفت آن به که بشوییم بجوی
که درخت چمن اوراق دی از بر دارد ۲
در نظر بازی مژگان تو احوال دلم
داند آن خسته که دل بر سر خنجر دارد ۳
رندبی پاو سر از کوی خرابات چه دید
که جهان را بنظر سخت محقر دارد ۴
اختر طالع من روی فروزان تو بود
هر که بینی نظری جانب اختر دارد ۵
ستم از لطف چسان فرق توان کرد که دوست
هم بکف خنجر و هم دست بساغر دارد ۶
بطبیبان جفا پیشه چه گوییم نشاط
درد ما را بجز او کیست که باور دارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱ - دفتر دانش سراسر سوختند
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳ - بدین درگه یکی را سر شکستند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.