خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات عمیق و متضاد شاعر نسبت به عشق یا موضوعی دیگر است که همزمان هم مایه رنج و هم درمان اوست. شاعر از تنهایی و نبود پناهگاه میگوید و در عین حال، به توانایی خود در ایجاد نشاط از دل رنج اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۵ - به دردم ننگرد درمانم این است
به دردم ننگرد درمانم این است
پریشان خواهدم سامانم این است ۱
نه بتوانم برید از وی نه پیوست
که هم جان هم بلای جانم این است ۲
چه غم زین ره روم یا باز گردم
که هم آغاز و هم پایانم این است ۳
پناهی نیست جز قهرش ز قهرش
که هم کشتی و هم توفانم این است ۴
مبین بر خواریم، سد گل برآرم
نشاط از خاک، اگر دهقانم این است ۵
پریشان خواهدم سامانم این است ۱
نه بتوانم برید از وی نه پیوست
که هم جان هم بلای جانم این است ۲
چه غم زین ره روم یا باز گردم
که هم آغاز و هم پایانم این است ۳
پناهی نیست جز قهرش ز قهرش
که هم کشتی و هم توفانم این است ۴
مبین بر خواریم، سد گل برآرم
نشاط از خاک، اگر دهقانم این است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴ - مثال هستی با نیستی روان و تن است
گوهر بعدی:شماره ۸۶ - ما هم چو پرده برفکند آفتاب چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.