خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به رابطهی پیچیدهی بین هستی و نیستی، روان و تن، و حقیقت و ظاهر میپردازد. شاعر بیان میکند که هستی و نیستی در هم آمیختهاند و نمیتوان آنها را بهصورت مجزا درک کرد. همچنین، او تأکید میکند که حقیقت فراتر از ظواهر است و درک آن نیازمند تفکر عمیق و شهودی است.
متن دارای مفاهیم فلسفی و عرفانی پیچیده است که درک آنها نیازمند بلوغ فکری و آشنایی با مباحث انتزاعی است. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۴ - مثال هستی با نیستی روان و تن است
مثال هستی با نیستی روان و تن است
روان حقیقت هستی و نیستی بدن است ۱
نه صرف هست هویدا نه صرف نیست پدید
نمایش خوش از آمیزش دو مقترن است ۲
نه هست نیست شدستی نه نیست هست شود
نه حق جهان نه جهان حق نه جای این سخن است ۳
مرا چه حد که بگویند آن من است و من او
هر آنچه هست وی است و هر آنچه نیست من است ۴
نه عکس شخص و نه ظل و نه موج بحر و نه یم
که ظل و شخص و نم و بحر جمله خویشتن است ۵
بگوش کس نرود این حدیث نغز نشاط
بدل بگو، نه بهر دل، دلی که ممتحن است ۶
روان حقیقت هستی و نیستی بدن است ۱
نه صرف هست هویدا نه صرف نیست پدید
نمایش خوش از آمیزش دو مقترن است ۲
نه هست نیست شدستی نه نیست هست شود
نه حق جهان نه جهان حق نه جای این سخن است ۳
مرا چه حد که بگویند آن من است و من او
هر آنچه هست وی است و هر آنچه نیست من است ۴
نه عکس شخص و نه ظل و نه موج بحر و نه یم
که ظل و شخص و نم و بحر جمله خویشتن است ۵
بگوش کس نرود این حدیث نغز نشاط
بدل بگو، نه بهر دل، دلی که ممتحن است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - بعد از این فارغ ز غوغای جهان میخواهمت
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - به دردم ننگرد درمانم این است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.