خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق و فراق یار مینالد. او توصیف میکند که چگونه دیدن منظر دوست اشکهایش را جاری میسازد و چگونه شبهای هجران با طرههای یار مقایسه میشود. شاعر از درد بیدرمانی عشق سخن میگوید و بیان میکند که هر کس روی یار را ندیده باشد، از گفتار نشاط بیبهره است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۶۵ - اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست
اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست
برو ای خواجه که در عشق ترا فرمان نیست ۱
منظر دوست چرا از نظری اشک فشان
نوبهاریست که دروی اثر از باران نیست ۲
روی بیگانه چو روز است ولی روز فراق
طره ی یار چو شب لیک شب هجران نیست ۳
یار باز آمد و آشفتگی از دل نه برفت
این چه دردیست که دروی اثر از درمان نیست ۴
هر که روی تو ندیدست زگفتار نشاط
عجبی نیست که دروی اثری چندان نیست ۵
ناله ی بلبلش از جا نبرد دل چه عجب
هر کرا دیده بدیدار گلی حیران نیست ۶
برو ای خواجه که در عشق ترا فرمان نیست ۱
منظر دوست چرا از نظری اشک فشان
نوبهاریست که دروی اثر از باران نیست ۲
روی بیگانه چو روز است ولی روز فراق
طره ی یار چو شب لیک شب هجران نیست ۳
یار باز آمد و آشفتگی از دل نه برفت
این چه دردیست که دروی اثر از درمان نیست ۴
هر که روی تو ندیدست زگفتار نشاط
عجبی نیست که دروی اثری چندان نیست ۵
ناله ی بلبلش از جا نبرد دل چه عجب
هر کرا دیده بدیدار گلی حیران نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴ - رقیب را مگر الفت بپاسبان باقیست
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - جز بر این در سری بسامان نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.