خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به مفاهیمی مانند عشق، رنج، صبر و یادگاریهای عاطفی میپردازد. شاعر از رقیب، درد دل، و یادگارهای عشق سخن میگوید و بر بقای احساسات و خاطرات تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۴ - رقیب را مگر الفت بپاسبان باقیست
رقیب را مگر الفت بپاسبان باقیست
که باز نقش سجودش بر آستان باقیست ۱
بناتوانیم ای دوست جای رحم نبود
که شد اگر چه دلم خون هنوز جان باقیست ۲
مشوی روی من ای چشم خونفشان کاین گرد
بیادگارم از آن خاک آستان باقیست ۳
چه جای گریه بود مغتنم شمار ای چشم
غبار ره که ز دنبال کاروان باقیست ۴
که باز نقش سجودش بر آستان باقیست ۱
بناتوانیم ای دوست جای رحم نبود
که شد اگر چه دلم خون هنوز جان باقیست ۲
مشوی روی من ای چشم خونفشان کاین گرد
بیادگارم از آن خاک آستان باقیست ۳
چه جای گریه بود مغتنم شمار ای چشم
غبار ره که ز دنبال کاروان باقیست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - شمشیر تو چشمه ی حیات است
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.