خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند عشق، مینوشی، و لذتهای زندگی میپردازد و در مقابل، زهد و ریا را نقد میکند. شاعر از معشوق و می به عنوان نمادهای شادی و نشاط یاد میکند و زاهد را به دلیل دوری از این لذتها مورد انتقاد قرار میدهد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و لذتهای دنیوی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۶۰ - گر شهر حرام است و گرماه صیام است
گر شهر حرام است و گرماه صیام است
بودن نفسی بی می و معشوق حرام است ۱
آورده برفتار صنوبر که خرام است
کردست بپا شور قیامت که قیام است ۲
دل برده بیک عشوه که این رسم نگاه است
جان داده بیک گفته که این طرز کلام است ۳
زاهد مگر از وعده ی جنت برد از راه
آنرا که نه در کوی خرابات مقام است ۴
با غیرنه خشمی، نه بما گوشه ی چشمی
چیزی که در او جای نشاط است کدام است ۵
بودن نفسی بی می و معشوق حرام است ۱
آورده برفتار صنوبر که خرام است
کردست بپا شور قیامت که قیام است ۲
دل برده بیک عشوه که این رسم نگاه است
جان داده بیک گفته که این طرز کلام است ۳
زاهد مگر از وعده ی جنت برد از راه
آنرا که نه در کوی خرابات مقام است ۴
با غیرنه خشمی، نه بما گوشه ی چشمی
چیزی که در او جای نشاط است کدام است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹ - وقت آن شد که ز میخانه در آیم سر مست
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - مثال این تن خاکی و خاک، آب و حباب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.