خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از حالتی سرشار از مستی و شوریدگی سخن می‌گوید، از رهایی از قید و بندهای دنیوی و عشق به معشوق. او از خرابی‌های عشق و زندگی می‌گوید و اینکه جز به سوی معشوق پروازی ندارد. همچنین، از رند و دیوانه بودن خود سخن می‌گوید و اینکه همه او را به این صفات می‌شناسند.

محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، اشاره‌هایی به مستی و رندی دارد که مناسب سنین بالاتر است.

مشاهده کامل

شماره ۵۹ - وقت آن شد که ز میخانه در آیم سر مست

وقت آن شد که ز میخانه در آیم سر مست
لب ساغر بلب و طره ی ساقی در دست ۱

کف زنان، دست فشان، از دو جهان بر دو جهان
پرده بردارم و بیرون فکنم هرچه که هست ۲

تا که آید بمیان تیغ برآرم ز نیام
تا که افتد بنشان تیر گشایم از شست ۳

جام کز دست نگار است چه شیرین و چه تلخ
جا که در مجلس بار است چه بالا و چه پست ۴

نه همین از تو نصیب دل ما آزار است
جز خرابی نکند هر که در این خانه نشست ۵

تا بدانی که بجز سوی تو پروازم نیست
بال بگشا و نگه دار سر رشته بدست ۶

عجبی نیست که جز سوی تو رفتارم نیست
که به یکسوی رود ماهی افتاده بشست ۷

بدلی زخم مزن ور بزنی رحم میار
که چو بشکست بهم شیشه نشاید پیوست ۸

زحمت خرقه و سجاده برم چند نشاط
همه دانند که من رندم و دیوانه و مست ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸ - گر بسوزیم بآتش همه گویند سزاست
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - گر شهر حرام است و گرماه صیام است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.