خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق به عنوان نیرویی که بارهای سنگین زندگی را تحمل میکند سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق و باده به عنوان منبع شادی و رهایی از اندوه جهان یاد میکند و آرزوی رسیدن به فردوس و رحمت الهی را دارد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین اشاره به باده و مفاهیم عرفانی نیاز به درک بالاتری دارد.
شماره ۸ - دادم بغمت شادی این هر دو جهان را
دادم بغمت شادی این هر دو جهان را
گر عشق نباشد که کشد بار گران را ۱
در روی تو بگشود نظر آنکه فروبست
از کار جهان دست و دل و چشم و زبان را ۲
از دیده همی اشک فشانم که توان دید
در آب روان سایه ی آن سرو روان را ۳
ای باده بهاری بهاری زقدومش خبری گوی
تا خاک فشانم بسر اندوه جهان را ۴
ساقی بده از آن می باقی قدحی باز
تا فاش کنم باقی این راز نهان را ۵
نطرب بسرا آیتی از رحمت خاصش
تاره سوی فردوس دهم دوزخیان را ۶
گر عشق نباشد که کشد بار گران را ۱
در روی تو بگشود نظر آنکه فروبست
از کار جهان دست و دل و چشم و زبان را ۲
از دیده همی اشک فشانم که توان دید
در آب روان سایه ی آن سرو روان را ۳
ای باده بهاری بهاری زقدومش خبری گوی
تا خاک فشانم بسر اندوه جهان را ۴
ساقی بده از آن می باقی قدحی باز
تا فاش کنم باقی این راز نهان را ۵
نطرب بسرا آیتی از رحمت خاصش
تاره سوی فردوس دهم دوزخیان را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - نشناخت دل از زلف تو ویرانه ی خود را
گوهر بعدی:شماره ۹ - بگذر ای ناصح فرزانه زافسانه ی ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.