خلاصه و ردهبندی سنی
15+
نادر شاه، فردی سنگدل، به دیدار زاهدی تنگدل میرود و به او میگوید که او به دلیل دوری از دنیای فانی و توجه به ملک باقی، سر بلند است. زاهد در پاسخ میگوید که همت واقعی از هیچچیز نمیگذرد و نادر شاه را متوجه میکند که او تنها به دنیای مادی توجه دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۴۰ - شنیدم که نادر شه سنگدل
شنیدم که نادر شه سنگدل
گذر کرد بر زاهدی تنگدل ۱
چنین گفت با گوشه گیر نژند
که امروز الحق تویی سر بلند ۲
که کردی ازین ملک فانی گذشت
نکردی ز همت دگر بازگشت ۳
بگفت آنکه بودش ز دانش بسیج
که همت نخواهد گذشتن ز هیچ ۴
تو در کار همت کمر بسته ای
که از ملک باقی نظر بسته ای ۵
گذر کرد بر زاهدی تنگدل ۱
چنین گفت با گوشه گیر نژند
که امروز الحق تویی سر بلند ۲
که کردی ازین ملک فانی گذشت
نکردی ز همت دگر بازگشت ۳
بگفت آنکه بودش ز دانش بسیج
که همت نخواهد گذشتن ز هیچ ۴
تو در کار همت کمر بسته ای
که از ملک باقی نظر بسته ای ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - به گیلان کهن فحلی از راستان
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - به من دوستی گفت از دوستان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.