خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از جدایی و دوری از معشوق شکایت میکند و بیان میکند که هر دو در عذاب هستند و دیگر کسی به حال آنها توجهی ندارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی که در شعر وجود دارد، برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ عاطفی نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد حاصل میشود.
شماره ۱۸۱ - من بیتو دریده هر نفس پیرهنی
من بیتو دریده هر نفس پیرهنی
بی من تو نشسته هر زمان در چمنی ۱
اکنون بمن و تو نیست کس را سخنی
من از چو تویی دورم و، تو از چو منی ۲
بی من تو نشسته هر زمان در چمنی ۱
اکنون بمن و تو نیست کس را سخنی
من از چو تویی دورم و، تو از چو منی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۰ - آذر! که چو من مانده جدا از وطنی!
گوهر بعدی:شماره ۱۸۲ - فردا چو بنامه ی سیاهم بینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.