خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد عشق و جدایی میگوید و بیان میکند که معشوق نه تنها دلش را ربوده، بلکه در پی گرفتن جانش نیز هست.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و درد عشق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد.
شماره ۱۰۵ - یاری که بود دردم ازوف درمان نیز
یاری که بود دردم ازوف درمان نیز
بگذشت و کشید از کفم دامان نیز ۱
من در پی اینکه، باز گیرم دل ازو؛
او در پی آنکه، گیرد از من جان نیز! ۲
بگذشت و کشید از کفم دامان نیز ۱
من در پی اینکه، باز گیرم دل ازو؛
او در پی آنکه، گیرد از من جان نیز! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - امشب ز مه رخت شبم مهر افروز
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - تن ز آتش غم، چو عود می بین و مپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.