خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به نابرابریهای اجتماعی، ریاکاری و بیوفایی در روابط انسانی میپردازد. شاعر از تضاد بین فقرا و ثروتمندان، بیرحمیهای جامعه و دغدغههای اخلاقی خود سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم انتزاعی، انتقادهای اجتماعی و مضامین اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از اشارات برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۴۸ - گدایان را، هوای بزم سلطانی و، سلطانان
گدایان را، هوای بزم سلطانی و، سلطانان
نشانده بر در دولت سرا، بیرحم دربانان! ۱
نشسته جان فشانان بر سر راهش من و، ترسم
که از من بگذرد با غیر، بر من دامن افشانان ۲
مرا عهدی است با خوبان، بسی محکم؛ چه سود اما
سرو کارم کنون افتاده با این سست پیمانان! ۳
زنند اهل ریا بر میگساران طعن و، در محشر
شوند آلوده دامانان، جدا از پاکدامانان ۴
دهندش اهل دیر و کعبه پند و، بیتو آذر را
نه ذوق الفت اینان، نه شوق صحبت آنان ۵
نشانده بر در دولت سرا، بیرحم دربانان! ۱
نشسته جان فشانان بر سر راهش من و، ترسم
که از من بگذرد با غیر، بر من دامن افشانان ۲
مرا عهدی است با خوبان، بسی محکم؛ چه سود اما
سرو کارم کنون افتاده با این سست پیمانان! ۳
زنند اهل ریا بر میگساران طعن و، در محشر
شوند آلوده دامانان، جدا از پاکدامانان ۴
دهندش اهل دیر و کعبه پند و، بیتو آذر را
نه ذوق الفت اینان، نه شوق صحبت آنان ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷ - شاهی تو و شاهان جهان همچو غلامان
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹ - تو خسروی و، من سگت ای شاه خسروان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.