خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به ستایش یک شاه یا شخصیت برجسته میپردازد که دیگران در برابر او فروتن هستند. شاعر از درد دل خود میگوید و به رابطهاش با این شخصیت اشاره میکند. در پایان، شاعر به ناامیدی از عشق و وفا اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند ناامیدی و عشق ممکن است برای مخاطبان جوان نامناسب باشد.
شماره ۱۴۷ - شاهی تو و شاهان جهان همچو غلامان
شاهی تو و شاهان جهان همچو غلامان
بوسند غلامان تو را، گوشه ی دامان ۱
نالان من و در زمزمه مرغان چمن گرد
گریان من و، در قهقهه کبکان خرامان! ۲
خوش آنکه بهم درد دل خود بشماریم
در سایه ی دیوار من و، بر لب بام آن ۳
گفتی: چکنی چون ز میان تیغ برآرم؟!
جز شکر چه آید ز من بیسر و سامان؟! ۴
آذر، ز نکویان طمع مهر و وفا داشت
غافل که علی العاشق هذان حرامان! ۵
بوسند غلامان تو را، گوشه ی دامان ۱
نالان من و در زمزمه مرغان چمن گرد
گریان من و، در قهقهه کبکان خرامان! ۲
خوش آنکه بهم درد دل خود بشماریم
در سایه ی دیوار من و، بر لب بام آن ۳
گفتی: چکنی چون ز میان تیغ برآرم؟!
جز شکر چه آید ز من بیسر و سامان؟! ۴
آذر، ز نکویان طمع مهر و وفا داشت
غافل که علی العاشق هذان حرامان! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - دی، رشته ای به گردنم آن شاه مهوشان
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - گدایان را، هوای بزم سلطانی و، سلطانان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.