خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد عشق و هجران میگوید، از رنجی که از دست معشوق کشیده و از حسادت به رقیب سخن میراند. او با بیان تصاویری مانند قطره خون، تیغ بتان، و صیاد و دام، احساسات عمیق و آلام خود را به تصویر میکشد.
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که با درد و رنج همراه است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات عاشقانه کلاسیک دارد.
شماره ۱۱۸ - یک قطره خون، ز تیغ بتان وام کرده ام؛
یک قطره خون، ز تیغ بتان وام کرده ام؛
در سینه جای داده دلش نام کرده ام! ۱
رشکم کشد، که میشنوم صبح از رقیب
درد دلی که شب بتو پیغام کرده ام ۲
صیاد اگر ز رحم مرا کشته، دور نیست؛
تأثیر ناله یی است که در دام کرده ام! ۳
تو در کمین صید دل من نشسته یی
من در گمان، که بلکه تو را رام کرده ام! ۴
روزم سیاه تر شده از رشک غیر و، من
خوشدل که صبح، هجر تو را شام کرده ام ۵
در سینه جای داده دلش نام کرده ام! ۱
رشکم کشد، که میشنوم صبح از رقیب
درد دلی که شب بتو پیغام کرده ام ۲
صیاد اگر ز رحم مرا کشته، دور نیست؛
تأثیر ناله یی است که در دام کرده ام! ۳
تو در کمین صید دل من نشسته یی
من در گمان، که بلکه تو را رام کرده ام! ۴
روزم سیاه تر شده از رشک غیر و، من
خوشدل که صبح، هجر تو را شام کرده ام ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - بی تو چو می در قدح ریزم و شکر بجام
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - منت جفا ز وفا برگزیده آمده ام!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.