خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از هجران و بیوفایی معشوق است. شاعر از معشوق میخواهد که وفادار بماند، از عزایش محافظت کند و دست از آزار او بردارد. او از خداوند نیز میخواهد که در این راه یاریاش کند و رضایت او را در وصل با دشمن نپذیرد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و جفا نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۲ - وفادارا، وفای من نگهدار؛
وفادارا، وفای من نگهدار؛
مرا کشتی، عزای من نگهدار ۱
مرا خونریز و دست از کشتن غیر
برسم خونبهای من نگهدار ۲
تهی سازی چو ترکش بر اسیران
خدنگی از برای من نگهدار ۳
دلا، رفتن مرا زان محال است
وگر مردم، تو جای من نگهدار! ۴
ز هجر او مرا، ز آه من او را؛
نگهدار ای خدای من نگهدار ۵
بهجر من، بوصل دشمن ای دوست
مشو راضی، رضای من نگهدار ۶
بپای خود بکویت آمد آذر
دگر دست از جفای من نگهدار! ۷
مرا کشتی، عزای من نگهدار ۱
مرا خونریز و دست از کشتن غیر
برسم خونبهای من نگهدار ۲
تهی سازی چو ترکش بر اسیران
خدنگی از برای من نگهدار ۳
دلا، رفتن مرا زان محال است
وگر مردم، تو جای من نگهدار! ۴
ز هجر او مرا، ز آه من او را؛
نگهدار ای خدای من نگهدار ۵
بهجر من، بوصل دشمن ای دوست
مشو راضی، رضای من نگهدار ۶
بپای خود بکویت آمد آذر
دگر دست از جفای من نگهدار! ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - قاصدا، نامه یی از کوی فلانی بمن آر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳ - جز دل نالان مرا ای گل، نه دمساز دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.