خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از کسی میخواهد که نامهای از یارش برایش بیاورد. او تأکید میکند که اگر نامهاش را میبرد، آن را به غریبهها نشان ندهد و اگر پاسخ میگیرد، آن را مخفیانه به او برساند. شاعر همچنین از نشانههای بین خود و یارش میگوید و درخواست میکند که برای رفع بدگمانیاش، نشانهای برایش بیاورد. در پایان، او از تلخی پیری میگوید و درخواست رطب تازه از نخل جوانی میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نشانههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۱ - قاصدا، نامه یی از کوی فلانی بمن آر
قاصدا، نامه یی از کوی فلانی بمن آر
یعنی از یار من آن نامه که دانی بمن آر ۱
نامه ی من ببر، اما برقیبان منمای؛
گر توانی بدهش، ور نتوانی بمن آر! ۲
اگرت بر سر آن کو نشناسند اغیار
بدهش نامه، جوابی که ستانی بمن آر ۳
ور شناسد نهانی، بدهش نامه و باز
خبری پرس نهانی و نهانی بمن آر ۴
پیش مردم ننویسد اگر از شرم جواب
بگذر از نامه و پیغام زبانی بمن آر ۵
در میان من واو هست نشانها بسیار
بدگمان تا نشوم از تو، نشانی بمن آر ۶
همچو آذر بودم کام ز پیری بس تلخ
رطبی تازه از آن نخل جوانی بمن آر ۷
یعنی از یار من آن نامه که دانی بمن آر ۱
نامه ی من ببر، اما برقیبان منمای؛
گر توانی بدهش، ور نتوانی بمن آر! ۲
اگرت بر سر آن کو نشناسند اغیار
بدهش نامه، جوابی که ستانی بمن آر ۳
ور شناسد نهانی، بدهش نامه و باز
خبری پرس نهانی و نهانی بمن آر ۴
پیش مردم ننویسد اگر از شرم جواب
بگذر از نامه و پیغام زبانی بمن آر ۵
در میان من واو هست نشانها بسیار
بدگمان تا نشوم از تو، نشانی بمن آر ۶
همچو آذر بودم کام ز پیری بس تلخ
رطبی تازه از آن نخل جوانی بمن آر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - ماه، بر روی چو ماهش نگرید
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲ - وفادارا، وفای من نگهدار؛
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.