خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از جفا و بیتوجهی معشوق سخن میگوید. شاعر از ناملایمات عشق و بیوفایی یار شکایت دارد و با استفاده از تصاویر طبیعی مانند باغبان، گلستان، مرغ و قفس، و بلبل و زاغ، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، به عشق شدید و غیرمنطقی مانند عشق قیس به لیلی اشاره میکند که باعث رنج و شیدایی میشود.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند عشق شیدایی و جفای معشوق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۷ - خو به جفا نگار من، کرده و بس نمی کند
خو به جفا نگار من، کرده و بس نمی کند
یار کسی نمی شود، یاری کس نمی کند ۱
سنگ جفای باغبان، موسم گل به گلستان
تا پر مرغ نشکند، یاد قفس نمی کند ۲
در چمنی که می زند زاغ ترانه بر گلش
نیست عجب که بلبلش، نغمه هوس نمی کند ۳
نقد دلم ز کف بری، جان دهیم ز دلبری
آنچه تو دزد میکنی، هیچ عسس نمی کند ۴
جذبه ی عشق میکشد، از پی ناقه قیس را؛
ورنه رفیق لیلیش بانگ جرس نمی کند ۵
از سر کویت ای پسر، آذر زود رنج اگر
رخت برون کشد دگر، روی به پس نمی کند ۶
یار کسی نمی شود، یاری کس نمی کند ۱
سنگ جفای باغبان، موسم گل به گلستان
تا پر مرغ نشکند، یاد قفس نمی کند ۲
در چمنی که می زند زاغ ترانه بر گلش
نیست عجب که بلبلش، نغمه هوس نمی کند ۳
نقد دلم ز کف بری، جان دهیم ز دلبری
آنچه تو دزد میکنی، هیچ عسس نمی کند ۴
جذبه ی عشق میکشد، از پی ناقه قیس را؛
ورنه رفیق لیلیش بانگ جرس نمی کند ۵
از سر کویت ای پسر، آذر زود رنج اگر
رخت برون کشد دگر، روی به پس نمی کند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶ - جانم، از جانان حکایت میکند
گوهر بعدی:شماره ۸۸ - مرغان اولی اجنحه، کاندر طیرانند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.