خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و غنایی، از درد جدایی، شکایت از دوری یار، و آرزوی حمایت و توجه از سوی معشوق سخن میگوید. همچنین، به ستایش عدالت و رعیتداری پادشاه نیکسیرت اشاره دارد. شاعر از ناراحتیهای ناشی از سخنچینی دیگران و تأثیر درد عشق بر دل هر دو طرف رابطه میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق، همچنین اشارات به درد و رنج عاطفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک ادبی و اجتماعی بالاتری دارند.
شماره ۸۶ - جانم، از جانان حکایت میکند
جانم، از جانان حکایت میکند
عندلیب از گل روایت میکند ۱
بینوا، افتاده از گلشن جدا
از جداییها شکایت میکند ۲
خسروی از بخت برخوردار باد
کاو رعیت را رعایت می کند ۳
میکشد هجرم، ولی گر قاصدی
از حما آید، حمایت میکند ۴
آنکه میرنجد ز من، گاهی که غیر
پیش او از من سعایت میکند ۵
عاقبت دردی کزو در دل مراست
در دل او هم سرایت میکند ۶
از تغافل کشتن آذر خطاست
خنده یی او را کفایت میکند ۷
عندلیب از گل روایت میکند ۱
بینوا، افتاده از گلشن جدا
از جداییها شکایت میکند ۲
خسروی از بخت برخوردار باد
کاو رعیت را رعایت می کند ۳
میکشد هجرم، ولی گر قاصدی
از حما آید، حمایت میکند ۴
آنکه میرنجد ز من، گاهی که غیر
پیش او از من سعایت میکند ۵
عاقبت دردی کزو در دل مراست
در دل او هم سرایت میکند ۶
از تغافل کشتن آذر خطاست
خنده یی او را کفایت میکند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵ - ناله ی مرغ قفس، گر بچمن گوش کند
گوهر بعدی:شماره ۸۷ - خو به جفا نگار من، کرده و بس نمی کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.