خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد دوری و نامهربانی معشوق شکایت میکند و از خدا و معشوق درخواست رحم و توجه دارد. او با استفاده از استعارههای مختلف مانند باغبان، صیدکش و دکاندار، احساسات خود را بیان میکند و از غم و کمبود محبت مینالد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری نیاز دارد. همچنین، موضوعات غمگین و درخواست کمک ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۱۸ - از بس دل امشبم ز تو نامهربان پر است
از بس دل امشبم ز تو نامهربان پر است
از گریه میکنم تهی و همچنان پر است ۱
رحمی به دامن تهی ام کن، خدای را
اکنون که دامنت ز گل ای باغبان پر است! ۲
ای صید کش، تهی شد اگر یک قفس تو را؛
از صید غم مخور، که هزار آشیان پر است ۳
خالی است کیسه ات چو ز نقد وفا، چه سود
ما را گر از متاع محبت دکان پر است؟! ۴
از رشک غیر، کشتن آذر چه لازم است؟!
گر بد گمان از او شده ای، امتحان پر است ۵
از گریه میکنم تهی و همچنان پر است ۱
رحمی به دامن تهی ام کن، خدای را
اکنون که دامنت ز گل ای باغبان پر است! ۲
ای صید کش، تهی شد اگر یک قفس تو را؛
از صید غم مخور، که هزار آشیان پر است ۳
خالی است کیسه ات چو ز نقد وفا، چه سود
ما را گر از متاع محبت دکان پر است؟! ۴
از رشک غیر، کشتن آذر چه لازم است؟!
گر بد گمان از او شده ای، امتحان پر است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - مرا بکشتی و بازم دل از تو خرسند است
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - بلبل ما را فغان دیگر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.